امیدوار

متن مرتبط با «ای» در سایت امیدوار نوشته شده است

ورود برای عموم آزاد

  • نیلوبلاگ

    شب ها در خانه خدا را بکوب و دلت را به او بسپار. تنها جایی است که ساعت کاری ندارد و ورود برای عموم آزاد است. منبع : پایگاه خبری شهر آوا...

    ادامه مطلب
  • باید اعتبار سنجی کرد

  • نیلوبلاگ

    در میان حرف های کلی و نقد وضع موجود توسط کاندیداهای محترم، آن کسی که برای زندگی خوب برنامه اجرایی با پشتوانه کارنامه و عملکرد قابل قبول دارد بهترین گزینه برای اداره کشور در مقطع فعلی است.محمدحسین آزادبختمنبع : کانال هواداران قالیبافبرچسبها: انتخابات, دکتر, قالیباف بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ایران اسرایل را زد!

  • نیلوبلاگ

    چند روز قبل، رژیم منحوس و غاصب اسراییلی به سفارتخانه ایران در دمشق حمله کرد. در این حمله جنایت کارانه هفت مستشار ایرانی و سه سوری شهید شدند.دیشب ایران از این رژبم جانی انتفام گرفت با حمله پهبادی و موشکی به سرزمین های اشغالی (اسراییل) یک فلسطینی گفت دیشب با آرامش خوابیدیم.خدایا شکرت!خدایا! شر اسراییل را از سر همه جهانیان بردار. الهی آمین بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مثل آن بانوی باایمان باشید....

  • نیلوبلاگ

    پرسان پرسان خانه ای را که در حال خواب و بیدار به او نشان داده بودند، پیدا کرد. با خود گفت :« آبا این جا همان جابی است که قرار است در آن خدمت آقا و مولایم برسم؟»*جلوتر که رفت، متوجه رفت و آمد غیر عادی مردم شد. از قرار معلوم بانوی خانه از دنیا رفته بود و مردم برای تسلیت گویی می آمدند. داخل خانه که رفت، انگار تمام دنیا را به او دادند. آقا را دید که با مهربانی به او می گوید :« مثل این بانوی باایمان باشید تا خودم به دیدارتان بیایم....»بانویی که امام (عج) به مجلس ختمش آمده بود به حجاب اهمیت زیادی می د...

    ادامه مطلب
  • نانوای با ایمان

  • نیلوبلاگ

    در دورهمی گروهی از دانایان نام مردی(1) برده شد که که در کنار ایمان قوی علم و دانش فراوانی داشت، ساده می زیست و از نشست و برخاست با مردم لذت می برد. یک نفر از سالمندان که او و اجدادش را خوب می شناخت رو به جمع کرد و گفت :« بخشی از موفقیت این مرد خدا به پدرش برمی گردد.»پرسیدند :« چطور؟»پاسخ داد :« او را می شناختم، در تبریز نانوایی داشت و هر روز قبل از دست زدن به خمیر و پختن نان وضو می گرفت و نام خدا را می برد.»(1) = علامه جعفری (ره)منبع : کیهان بچه ها بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هیچ مرد و زن باایمانی

  • نیلوبلاگ

    هیچ مرد و زن باایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری ( در برابر فرمان خدا) داشته باشند؛ و هرکس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است.سوره احزاب، آیه 36 بخوانید...

    ادامه مطلب
  • قبول ظاهری ربوبیت ماه و ...برای اعتلای کلمه توحید

  • نیلوبلاگ

    ( به خاطر بیاورید) هنگامی را که ابراهیم به پدرش ( عمویش) « آذر» گفت :« آیا بت هایی را معبودان خود انتخاب می کنی؟! من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می بینم.» و این چنین، ملکوت آسمان ها و زمین ( و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم؛( تا به آن استدلال کند،) و اهل یقین گردد. هنگامی که ( تاریکی ) شب او را پوشانید، ستاره ای مشاهده کرد؛ گفت :« این خدای من است؟» اما هنگامی که غروب کرد، گفت :« غروب کنندگان را دوست ندارم.» و هنگامی که ماه را دید که (سینه افق را) می شکافد، گفت :« این خ...

    ادامه مطلب
  • ایام اربعین تسلیت باد

  • نیلوبلاگ

    دلا کوی حسین عرش زمین است مطاف و کعبه دل ها همین است اگر خیل شهیدان حلقه باشند حسین بن علی، آن را نگین است منبع : سایت روزنه...

    ادامه مطلب
  • عسلی برای حکیم ( قسمت پایانی)

  • نیلوبلاگ

    فردا صبح همراه با ترانه ی خروس ها، آقا مراد نماز صبح را پشت سر حکیم خواند و از مسجد روستا بیرون آمد تا به سمت گلستان برود. در هر قدم، حرف های حکیم را در ذهنش مرور می کرد. حکیم بعد از چند کلمه صحبت با آقا مراد فهمیده بود که آن چه او می گوید، ساخته ی ذهن خودش است و ربطی به واقعیت ندارد.-سلا بر حکیم عزیز! لازم دیدم به شما خبر بدهم که حق با شما بود. هرچه در مورد آقا مرتضی و پسرش فکر کرده بودم، واقعیت نداشت.من جای او نشسته بودم و به جای او فکر کرده بودم! منظور آقا مرتضی این نبود که دیگر با هم شریک نب...

    ادامه مطلب
  • عسلی برای حکیم ( قسمت سوم )

  • نیلوبلاگ

    حکیم که دیگر چشم هایش از تعجب گرد شده بود، گفت :« پسرش؟ او بهترین نجار گلستان است. چرا باید شغلش را تغییر بدهد؟» آقا مراد گفت :« بله. چند تا از کندو های من را هم پسر آقا مرتضی ساخت. اما خب، درآمد زنبورداری کجا و درآمد نجاری کجا؟ معلوم است که زنبورداری پردرآمد تر است.» حکیم گفت :« عجب! چه حرف هایی شنیدیم امروز! لازم شد خودم با آقا مرتضی صحبت کنم. شما فعلا دنبال آقا نبات نرو. بگذار کندو هایت چند روز در باغ بمانند. شاید بعد از صحبت من با آقا مرتضی، ماجرا جور دیگری شد.»آقا مراد گفت :« هرطور صلاح می ...

    ادامه مطلب
  • عسلی برای حکیم ( قسمت دوم)

  • نیلوبلاگ

    چند دقیقه بعد، حکیم و آقا مراد، سر سفره ی عباس آقا نشسته بودند. عباس آقا داشت تلاش می کرد به یاد آقا مراد بیاورد که با پدرش دوست بوده است و آقا مراد را در کودکی دیده است. اما آقا مراد چیزی به خاطر نمی آورد. حکیم گفت :« حالا این حرف ها مال بعد. جای زخم پایت چطور است؟» عباس آقا قدری جا به جا شد و گفت :« خدا را شکر. دکتر گفته چون جای زخم داس است، طول می کشد که خوب شود.» حکیم گفت :« اتفاقا دوای دردت دست آقا مراد است. عسل های آقا مراد شفای خیلی از دردهاست.» آقا مراد باز هم با غریبی گفت :« قابل ندارد....

    ادامه مطلب
  • قصه های شیرین دلستان و گلستان 3 ( نوشته پشت کتاب )

  • نیلوبلاگ

    دلستان روستایی است در پای « بلندکوه ».خاک خوبی دارد. بیش تر مردم دلستان یا کوزه گرند یا کوزه فروش. بعضی از کوزه های ساخت دلستان، سال هاست که در دورترین جاهای دنیا، دست به دست می شود و هنوز مشتری دارد. پشت بلندکوه روستایی است به نام گلستان. مردم گلستان با آب چشمه های جوشان بلندکوه که به سمت روستایشان جاری است، گل پرورش می ذهند و از این راه روزگار می گذرانند. دلستان و گلستان مردمانی باصفا و کوشا دارند با آرزو ها و رسم ها و خوبی ها و بدی هایی شبیه همه ی مردم دنیا. قصه های و غصه های این مردم، خواندن...

    ادامه مطلب
  • عسلی برای حکیم (قسمت اول

  • نیلوبلاگ

    رنویسنده : محمد حمزه زاده عسلی برای حکیم (قسمت اول )جلوی مسجد شلوغ بود. نماز ظهر و عصر تمام شده بود و مردم داشتند از مسجد بیرون می رفتند. حکیم در ایوان مسجد ایستاده بود و بت تک تک مردم خوش و بش می کرد. قدری که خلوت تر شد، چشمش به آقا مراد افتاد. آقا مراد، با بقچه ای زیر بغل، کناری ایستاده بود تا اطراف حکیم خلوت شود. چهره ی حکیم از دیدن آقا مراد باز شد. لبخندی زد و خودش را به او رساند و در آغوشش گرفت : - سلام آقا مراد عزیز! به به ! یادی از همسایه های قدیمی کردی؟ آقا مراد که حواسش بود بقچه از دستش...

    ادامه مطلب
  • آقای بلوط، خانم کاج

  • نیلوبلاگ

    آقای بلوط، میوه درخت پیر بلوط، روی شاخی خمیده ای زندگی می کرد. او حالا یک دل نه، صد دل عاشق شده بود.وقتی چشمش به درخت آن طرف باغ می افتاد، دلش می لرزید و آه می کشید. گاهی به خانم کاج روی درخت لبخند می زد. کاج زیبا هم با لباس چین واچین قهوه ای، برایش دست تکان می داد.بلوط با هزار رویا در سرش نمی دانست چگونه می تواند به دیدن کاج عزیزش برود.فاصله او را آزار می داد. هر روز که می گذشت، به اندوه آقای بلوط اضافه می شد.تا این که یک روز کلاغ پیر، همسایه ی شاخه ی بالای سرش، با صدای بلند و کلفتی پرسید :« صق...

    ادامه مطلب
  • برای اربعین

  • نیلوبلاگ

    دستی شکافت نای به آتش کشیده راسوزاند های های به آتش کشیده راامشب نظاره می کنم از ساحل خودمتبخیر آب های به آتش کشیده راوقتی که چوب و حرم سوخت تا غروبدیدیم کربلایی دوباره راققنوس وار سوخت و از خویش جا گذاشت شعر این هلا هلای به آتش کشیده رامنبع : تله تکست (چند سال قبل) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نبوغ یک ایرانی

  • نیلوبلاگ

    یک ایرانی در آمریکا یرای شغل دوم یک کلینیک باز می کند با یک تابلو به این مضمون :" درمان بیماری شما با 50 دلار. در صورت عدم موفقیت 100 دلار پرداخت می شود."یک دکتر آمریکایی برای مسخره کردن او و کسب 100 ...

    ادامه مطلب
  • دعای توسل بخوانیم!

  • نیلوبلاگ

    دعای توسل را علامه مجلسی (ره) از محمد بن بابویه از ایمه معصومین (ع) روایت کرده، در هر امر مهمی خوانده شود به زودی به اجابت می رسد. xa0 xa0 منبع : مفاتیحxa0برای آزادی شیخ زکزاکی و همسرش، دعای توسل بخوانید!xa0xa0xa0xa0...

    ادامه مطلب
  • هندو های افراطی

  • نیلوبلاگ

    هندو ها به آسیب نزدن و آسیب نرساندن به حیوانات و حمایت از حیوانات ( مثل گاو که برایشان مقدس است ) سخت پایبندند، اما افسوس که این روزها همین هندو های افراطی، مسلمانان هندی را آزار می دهند و به آنان حمله ور می شوند و مسلمانان هندی را شهید می کنند به جرم مسلمان بودنشان.xa0 xa0خدایا نجاتشان بده . xa0 xa0الهی آمینبرای نجات مسلمانان و مظلومان هندی حدیث کساء بخوانیم!xa0...

    ادامه مطلب
  • دعایی شعرواره

  • نیلوبلاگ

    به توفیقم بیارای و به حشمتxa0 xa0کرامت کن تو بر من نور رحمتبه دورم کن تو از میدان عصیانxa0 xa0به بر کن جامه ای ز احسان و غفرانکفایت کن امورم را الهیxa0 xa0برونم آور از چاه تباهیز رحمت جام دل لبربز فرماxa0 xa0ز دوزخ ب...

    ادامه مطلب
  • سه طایفه

  • نیلوبلاگ

    هیچ جامعه ای از این سه وظایف بی نیاز نیست که مردم در مسایل دنیوی و معنوی شان به اینها نیازمند و به ایشان مراجعه کنند، اگر مردم این سه   طایفه   را نداشته باشند، گرفتار هرزگی و روزمرگی می شوند، یکی انسان فقیه و دانشمند دینی با تقوا، دوم فرمانروای نیکوکاری که مردم نسبت به او اطاعت پذیر باشند، و سوم پزشک ماهر مورد اطمینان. xa0 xa0 xa0 xa0 امام جعفر صادق (ع) منبع : تحف العقول xa0...

    ادامه مطلب