
( شهید بهشتی ) می گفت هرچه از طرف غرب به طرف کشور های اسلامی نزدیک تر می شدیم بی نظمی و بلبشویی هم بیشتر می شد. می گفت ترسیدم بنای فکری بچه ها به هم بریزد توجیه شان کردم که اینها ربطی به اسلام ندارد. اسلام یک چیزه، رفتار ما یک چیز دیگر. منبع : xa0کتاب صد دقیقه تا بهشت...
ادامه مطلب
صبح بود. یک اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خانه (شهید) بهشتی. یک نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بود هشت طبقه است. راننده بهشتی شناس بود. همه را آورده بود دم در خانه. گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید. منبع : کتاب صد دقیقه تا بهشت...
ادامه مطلب
آلمان، هامبورگ، ایستگاه راه آهن؛ موقع ظهر رسیده بود. (شهید بهشتی) نگاهی به قبله نما انداخت و ایستاد به نماز خواندن. پلیس را خبر کردند که یکی آمده حرکات غیر طبیعی دارد. بردندش اداره پلیس. گفته بود :« من مسلمانم، نماز هم واجب دینی ماست.» محکم گفته بود، آزادش کردند. منبع : کتاب صد دقیقه تا بهشت...
ادامه مطلب
خستگی تو چشم های همه معلوم بود. بالاخره، اجلاس پایانی خبرگان قانون اساسی بود. همه هم بودند، همه نماینده های سیاسی کشور ها.(بهشتی) جلو رفته بود، با تک تک آنها دست داده بود و ازشون تشکر کرده بود. به سه زبان؛ انگلیسی،عربی،آلمانی. تو حیرت مانده بودند. تصویری که از یک روحانی تو ذهن ساخته بودند،این نبود. منبع : کتاب صد دقیقه تا بهشت...
ادامه مطلب
شهید سید محسن (مسعود) بشارت در 15 سالگی به جبهه حق علیه باطل شتافت و در 18 سالگی در عملیات مرصاد به شهادت رسید. شرط آن بود که در حجله محبتت به سر بری xa0xa0 قسمت آن شد که در سنگر شهادت به سر بری لطفا برایش فاتحه ای بخوانید ...
ادامه مطلب