آلمان، هامبورگ، ایستگاه راه آهن؛ موقع ظهر رسیده بود. (شهید بهشتی) نگاهی به قبله نما انداخت و ایستاد به نماز خواندن. پلیس را خبر کردند که یکی آمده حرکات غیر طبیعی دارد. بردندش اداره پلیس. گفته بود :« من مسلمانم، نماز هم واجب دینی ماست.» محکم گفته بود، آزادش کردند.